رنگ شب    

 نور ماه همسفر رنگ شب است

تو نداني كه چه رنگ است شب تيره و تار

خالي از نور اتاقم امشب

و كلاغان همه گشتند سفيد

و در اين غربت مرگ

راز هستي به پر و پاي مگس مي پيچد

خالي از مهر زمين

زندگي پر درد است

رنگ شب

رنگ گل نابودي است

و گل نابودي

 گلي از باغ شب است

و به همراه سكوتي گيرا

من دلم در پي يك قاصدك است

و زمان خفته در اين باغ به همراه سكوت

و در آغاز سحر

مرگ مي برد مرا همره خويش

و چه مرگي

كه خودش آغازي است

مرگ پايان غم و درد و سكوت

 

                      نوزدهم آبان  هفتادو هشت