شعر ششم جهت دوستان
رنگ شب
نور ماه همسفر رنگ شب است
تو نداني كه چه رنگ است شب تيره و تار
خالي از نور اتاقم امشب
و كلاغان همه گشتند سفيد
و در اين غربت مرگ
راز هستي به پر و پاي مگس مي پيچد
خالي از مهر زمين
زندگي پر درد است
رنگ شب
رنگ گل نابودي است
و گل نابودي
گلي از باغ شب است
و به همراه سكوتي گيرا
من دلم در پي يك قاصدك است
و زمان خفته در اين باغ به همراه سكوت
و در آغاز سحر
مرگ مي برد مرا همره خويش
و چه مرگي
كه خودش آغازي است
مرگ پايان غم و درد و سكوت
نوزدهم آبان هفتادو هشت
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 17:58 توسط علی
|